تبلیغات
من و همسرم در غربت - مطالب فرهنگ آلمانی و زندگی در آلمان

من و همسرم در غربت

خاطرات زندگی من در آلمان

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:58 ق.ظ
راستش اینقدر اینجا خوبیا داره و اینقدر مردم خوبن که نمیدونم از کدوم یکیش بگم
از خانواده همسر و خوبی هاشون میگم و تفاوت بزرگی که با ایران میبینم
هیچ وقت ندیدم دخالت کنند،کجا میری کجا میای  چی خریدی  چرا خریدی؟ چرا این کارو کردی؟و صدها هزار سوال دیگه که شنیدم خانواده همسر دوستام و فامیل خیلی ازشون میپرسند. یک کلام ما آزادی عمل داریم و کسی ازمون نمیخواد دلیل کارامونو بگیم،نه خانواده همسر و نه جامعه
هیچ وقت نشده یه قولی بدند و بعد بزنند زیرش اگر همسر گفت هفته سال بعد میریم برزیل واقعا میریم مگر اینکه دو طرف به نتیجه برسیم که فعلا عقبش بندازیم
هیچ وقت هیچ وقت ازشون دروغ نشنیدم حتی یک بار!
هیچ وقت ندیدم مامان یوناس توی روابط ما دخالت کنه اصلا خودشون رو توی کارای ما دخالت نمیدن.
حسادت نمیتونم بگم اصلا اما حسادت زنانشون خیلی کمه و هیچ وقت این مورد مشکل درست نکرده
ما با خانواده همسر زندگی میکنیم اما هیچ وقت نمیگن چرا اینقدر از برق گاز آب استفاده میکنید؟هیچ وقت کنترلمون نمیکنند.
هیچ وقت همسر منو اجبار به کاری نمیکنه. هیچ وقت
امیدوارم ما هم کم کم روال کارمون رو عوض کنیم ویه کم از این اروپایی ها یاد بگیریم چطور زندگی کردن رو و خیلی پافشاری نکنیم که ما ایرانی هستیم و فلان و بمان 
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:55 ق.ظ
امروز برای بار اول رفتم مدرسه ایرانیان هامبورگ.
خیلی واسم جالب بود امروز تونستم بچه های ایرانی رو ببینم و یه مدرسه کاملا با روشهای تدریس ایران...
واسم این جالب بود که‌ بچه ها با هم آلمانی صحبت میکردن مثلا معنی چیزی رو که نمیفهمیدن به آلمانی از هم میپرسیدند.
امروز یه امتحان نوشتن داشتن و باید با کلمه ی ایران جمله میساختند یه بچه ها به من گفت این درسته؟
ایران هوبش است هوبش به آلمانی یعنی زیبا. من گفتم هوبش آلمانیه و باید کلمه فارسی استفاده کنی. چیز جالب دیگه اینکه حجاب برای بچه ها اجبار نبود اما معلما حجاب داشتند و والدین هم اغلب حجاب نداشتند. کلا تجربه خیلی جالبی بود و یه لحظه حس کردم برگشتم ایران 
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:51 ق.ظ
از سری مشکلات بزرگ ازدواج بین المللی و یا مهاجرت این هست که دریافت ها و برداشتهای آدما توی دو کشور خیلی وقتا متفاوته مثلا من خیلی وقتا لحن جدی آدما رو عصبانیت برداشتن میکنم در صورتی که حالت حرف زدنشون خیلی جدیه و مخصوصا واسه ما ایرانیا! البته این سخته که بفهمین الان جدی هستند یا عصبانی! مثلا چند وقت پیش ما خونه ی خواهر همسر بودیم. من و مامانم رفتیم بیرون و قرار شد وقتی برگشتیم با هم بریم خونه. ما برگشتیم و پدر همسر دم در بود من بهش گفتم:
Kommst du jetzt?
الان میاین؟
و اون با عصبانیت گفت:
Kommst du jetzt? Ich muss fragen: kommst du jetzt!!!
الان میاین؟من باید بپرسم الان میاین؟!
و لحن صحبتش خیلی عصبانی بود
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:49 ق.ظ
  • اینم یه سری اطلاعات راجع به قوانین کار توی آلمان:
    ۱. هرکسی حداقل یک ماه توی سال مرخصی داره.
    ۲. هرکسی در صورت بیماری این اجازه رو داره که به مدیر یا رئییش بگه که الان توانایی کار رو نداره برای این مورد نیاز نیست به کارفرما توضیح بدید چه بیماری دارین فقط کافیه بگین که بیمار هستین و مدتی نیاز به استراحت دارین. بستگی به مدیر یا رئیستون داره که برگه از دکتر بخواد ببینه یا نه این رو مدیر مشخص میکنه.
    ۳. اگر کسی بیماری داشته باشه و دکتر واسش استراحت طولانی مدت بنویسه تا شش هفته رئیس یا مدیر کارش حقوقش رو تمام و کمال پرداخت میکنه. از شش هفته به بعد، بیمه درمانیش چهل درصد حقوقش رو پرداخت میکنه
    ۴. خانمی که بارداره شش هفته ی قبل و دو ماه بعد از به تولد بچه هم اجازه نداره کار کنه و تمام این مدت حقوق کارش رو تمام و کمال دریافت می‌کنه و تا مدت سه سال میتونه کار نکنه و بعد از سه سال کارش محفوظ هست و میتونه به کارش برگرده.
  • sanaz_soheylianحالا قوانینه کار تو ایران: حداکثر یک ماه مرخصی در یکسال...فقط اگه تصادف کنی و یا بیماری بدی بگیری بعد از کلی دوندگی بیمه و اداره کار میتونی استراحت کنی با حقوق....خانم باردار فقط نه ماه مرخصی بارداری داره اینم درصورتیه ک صاحب کار بیمش کرده باشه و اون نه ماه برای رد شدنه بیمس نه حقوق...و اگر بعد از نه ماه بخاد برگرده سره کارش باید از صفر شروع کنه
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:47 ق.ظ
یه رودخونه  توی شهر مولن دیدیم که یه جوری ساختنش که ماهیا بتونند از سمت راستش برگردند یعنی اینجا حتی فکر ماهیا هم هستند.
چند وقت پیش داشتیم صحبت میکنیم خواهر همسر گفت من خیلی تعجب کردم اصفهان اصلا سگ ندیدم و پرسید اصلا سگ توی کشور ما هست؟! من دیگه روی اینو نداشتم بگم چقدر حیوونا توی کشور ما آزار میبینند... چیزی که واسه مامانم جالب بود حضور این همه پرنده های متنوع همه جا بود خواهر همسر میگفت ایران ما پرنده زیاد هم ندیدیم فقط یه مدل پرنده دیدیم که خیلی ام فروان بود با اینکه آلمانی صحبت میکردن متوجه شدم و گفتم منظورتون بینی دختراییه که عمل کردند و حدسم درست از آب در اومد این از چیزایه که همیشه از من میپرسن چرا اینقدر مردم بینی عمل کردند توی ایران؟!و البته من جوابی ندارم 
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:43 ق.ظ
امروز هر کدوممون یکی از این بیسکویت ها رو باز کردیم طبق سنت آلمانیا این فال سال جدیده و واسه من این جمله اومد: 
کلمات واقعی زیبا نیستند 
کلمات زیبا واقعی نیستند...
---------------------------------------------------------------------------------
مادر همسر فورا گفت: مثل تعارف! منظورش اینه تعارف کلمات زیباییه که واقعی نیستند! 
واسه جمله ی: کلمات واقعی زیبا نیستند،یادم به این جمله افتاد که:حرف حق تلخه
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:32 ق.ظ
در آلمان هدیه دادن گونه‌ای از گیاه شبدر، خوک‌های عروسکی کوچک در شب سال نو رسمی قدیمی است. پخش فیلم شام برای یک نفر از تلویزیون تبدیل به یک سنت شده است.
طبق سنت آلمانیا، شبهای سال نو این فیلم رو به تکرار میبینند. یعنی هر سال همین فیلم سر یه ساعت مشخصی تکرار میشه و همه خانواده با هم میبینند 
موضوع فیلم راجب یه تولد نود سالگی یه پیرزنه که تمام دوستاش فوت شدند و میخواد یه تولد مثل سالهای قبل داشته باشه واسه همین از پیش خدمتش میخواد که جای همه اونا بازی کنه و پیش خدمتش باید تمام جام های شراب که واسه دوستاش پر کرده رو بخوره. کلا جنبه ی طنز داره فیلم.
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:32 ق.ظ
امروز تولد خواهر همسره و من پیشنهاد دادم فلافل درست کنم و با کمک مامانم فلافل درست کردیم  ساعت یازدهه و میخوان واسه تولد با هم صبحونه بخورند  اینم یکی از رسوم عجیب آلمانیا! ساعت یازده صبح به مناسبت تولد با هم صبحونه میخورند! 
نویسنده : باران
تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 01:19 ق.ظ
امروز پسر عموی همسر به مناسبت نی نی جدیدشون جشن بی بی پونش گرفته بود .چون الان کریسمسه ،مردم همه جا نوشیدنی پونش میخورن. این نوشیدنی مخصوص کریسمسه و دو مدل با الکل و بدون الکلش پیدا میشه و طعمی شبیه چای آلبالو داره. یه نوشیدنی گرمه. ما هم رفتیم و خلاصه حسابی سوسیس خوردیم
Baby Punsch
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 11:14 ب.ظ
  • راجع به ادونس که توضیح دادم. چهار هفته قبل از کریسمس(واژه کریسمس به آلمانی واینتختن هست) هر یکشنبه روزای ادونست هست. و این شمعها هم مادر همسر برای ادونس درست کرده. مردم اینجا واسه کریسمس روزا رو میشمرن و اغلب برای بچه ها و هرکسی که علاقه داره به مدت بیست و پنج روز شکلات آویزون میکنند که به مدلهای مختلف میشه خرید و بعد هر روز یه شکلات رو میخورند تا پایان روز بیست و پنجم... که توی عکس پایینی میبینید.
تعداد کل صفحات : 15 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :