من و همسرم در غربت

خاطرات زندگی من در آلمان

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:47 ب.ظ
یه سری اطلاعات راجع به آلمان بعد از جنگ جهانی دوم که توی کلاس سیاسی یاد گرفتیم:
بعد از جنگ جهانی دوم آلمان بسیار آسیب دیده بود خیلی از شهرها با خاک یکسان شده بودن و مردای زیادی توی جنگ کشته شده بودن جمعیت زیادی رو زنها و کودکان تشکیل داده بود،این زنان بودند که آلمان رو از نو ساختن. ما توی یه فیلم دیدیم که زنها چطور بی وقفه کار می‌کردند... بعد از آن آلمان به چهار قسمت تشکیل شد. به مدت چهار سال مردم به چهار زبان آلمانی،فرانسوی،انگلیسی و روسی صحبت می‌کردند. چون آلمان تحت تسلط این چهار کشور بود.
مردم توی همین زمان بود که نمادهای هیتلر رو آتیش زدند و تا به امروز همراه داشتن نماد هیتلر غیرقانونی هست.
هفتاد سال قبل از دو کشور چک و لهستان به صورت پناهنده وارد آلمان شدند. اینها مردمی بودند که از همسایه های لهستانی وچک خودشون واهمه‌ داشتند چون این زمان بعد از جنگ بود و مردم از اینکه دوباره جنگ سر بگیره ترس داشتند. ده ملیون نفر از مردم باید به آلمان مهاجرت میکردن. زمان بعد از جنگ، کشورهایی که در جنگ علیه آلمان بودند،از آلمان غرامت می‌خواستند.
بعد از این زمان بود که آلمان غربی و شرقی تشکیل شد که داخل تصویر میبینید،آلمان شرقی رو «دی دی آر»می‌گفتند. واحد پول آلمان شرقی،مارک و واحد پول آلمان غربی در این زمان،دویچه مارک بود....
این اطلاعاتی بود که من از کلاس سیاست یاد گرفتم و خیلی برام جالب بود اگر چیزی رو اشتباه گفتم لطفا توی نظرات بنویسید تا تصحیح بشه دوستان.
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:45 ب.ظ
این آلمانی‌ها روزشونو با خوندن روزنامه و خوردن صبحانه شروع میکنند و نهارشونو همراه با مطالعه روزنامه میل می‌کنند و خلاصه تا شب این روزنامه ها پهنه روی میز نهارخوری. خیلی مطالعه می‌کنند یعنی واقعا هم اطلاعاتشون بالاست وقتی راجع به مسئله ای کنجکاوند فورا سرچ میکنند یا توی دایره‌المعارف راجع بهش می‌خونند. واقعا و واقعا مشخصه چرا یک کشور اینقدر پیشرفته است این سرانه مطالعه بالا هست که کشوری رو به این مرحله از پیشرفتگی می‌رسونه...
به محض اینکه یه سوالی از خانواده همسر میکنم،تا مطمین نباشن نظر نمیدن،اول سرچ میکنند و بعد نظرشون رو میگن،گاهی ساعت ها راجع به یه موضوع مطالعه می‌کنند و واقعا اطلاعات عمومی بالایی دارند...
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:36 ب.ظ
چرا یکشنبه ها اینجا تعطیله؟
این طبق اعتقادات مذهبی به وجود آمده همون عقیده ای که ما هم بهش معتقدیم،مسیحیا معتقدند خدا شش روز دنیا رو آفرید و روز هفتم که یکشنبه بود استراحت کرد!
تفاوت های اعتقادی بین دو نسل اینجا هم هست و اینجا هم عقاید پدر مادرا با بچه ها متفاوته و مخصوصا عقاید پدر بزرگ مادربزرگ‌ها برخلاف عقاید جوونتر هاست.
گاهی از زبون مادربزرگ همسر میشنوم که از گذشته ها میگه زمانی که تا دو نفر ازدواج نمی‌کردند نمیتونستند با هم زندگی کنند،درست مثل ایران،اما الان جامعه آلمان به جایی رسیده که هر مدل ازدواجی آزاد شده! و همینجا در نزدیکی ما، بچه ای رو میشناسم که پدر نداره! در عوض دو تا مادر داره که همجنسگرا هستند! 
و این تفاوت عقاید اینجا پذیرفته شده هست! و مردم اینا رو پذیرفتند!!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:35 ب.ظ
یکی از ممنوعات این‌جا اینه که نسبت به یه نفر حرفی بزنی که عقیده خودته مثلا بگی به نظر من تو خیلی سوسالیستی! اما دقیقا برعکس هر حرفی دارید به کل جامعه حتی برخلاف دولت اگر باشه میتونید بزنید مثلا من بگم دولت احمقانه برخورد می‌کنه! اصلا اشکالی نداره! دقیقا برعکس کشور ما! به جامعه اصلا نمیشه توهین کرد و حرفی برخلافش زد! اما به فرد راحت تر میشه! مثلا ما همه عاشق ایرانیم و میشه اینو توی اتفاقاتی که جامعه میفته و برخورد مردم با اونها دید....حالا نظر من اینه که جامعه ایران جامعه محوره اما آلمان فردگرا هست! و این فردگرایی یه جاهایی منزجر کنندست! به نظر میاد آدم ها اینجا عاشق خودشونن!یه نمونه اینکه اینجا وقتی میخواین مثلا پتو بخرید،هشتاد درصد پتوی یه نفره توی فروشگاه ها به فروش می‌رسه! حتی زوجا هم از پتوی یه نفره استفاده میکنند! چرا؟چون جامعه آلمان یه جامعه فردگراست....
این نظر منفیم بود و به عنوان یه ایرانی من اینجا رنج می‌برم از اینکه مثلا فامیل همو سالی یکبار هم نمی‌بینند!یا مثلا اینقدر بچه ها آزادی دارند که اصلا حرف کسی دیگه رو قبول نمی‌کنند! مثلا گاهی راحت تو روی مربی و معلم می ایستند! چون حق بیان و آزادی مطلق دارند!
و اما نظر مثبتم اینه که من به عنوان یه فرد ارزش و اهمیت دارم و نظر من مهمه،مهم نیست زن هستم یا مرد! حرف من مهمه و احترام بهش گذاشته میشه... نظر شما چیه؟لطفا نظراتتون رو بنویسید.
پ ن:تا زمانی که اینجا به عنوان یه ایرانی زندگی نکنید حرفایی که من زدم رو درک نمی‌کنید....
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:32 ب.ظ
اگر در رابطه با آموزش و پرورش بچه ها سوال و مشکلی باشه،یوگندامت در آلمان پاسخگو هست و شما میتونید سوال هاتون راجب آموزش رو از این اداره بپرسید،اینجا خیلی خیلی مراقب وضعیت سلامت روانی خانواده ها و به خصوص بچه ها هستند و به محض اینکه دیدند پدر و مادر نمی‌تونن از بچه ها مراقبت کنند،حضانت رو از پدر و مادر میگیرند..و همه اینا وظیفه یوگندامت هست.
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:29 ب.ظ
سلام ما کاتبوس هستیم،الان وارد بخشی از آلمان شدیم که روزی آلمان شرقی یا دی دی آر بوده قسمتی از دیوار برلین که آلمان رو به دو قسمت تقسیم کرده بود. این قسمت کمونیستی آلمان بوده جایی که مردم فقیر زیادی بوده تا جایی که حدود چهل سال مردم حتی غذای مورد نیازشون رو نمیتونستند پیدا کنند... کسایی که توی این سال‌ها اینجا زندگی می‌کردند از خاطراتشون میگن که نمیدونستن موز چه مزه ای داره!حدود چهل سال اینجا کمبود مواد غذایی بوده.
راجع به عکس:اینجا یه روزی سرسبز و پر از درخت بوده الان برای برداشت زغال از زیر زمین،زمین رو کندن و آبهای زیرزمینی اومدن این قسمت رو گرفتن،همون‌طور که می‌بینید این قسمت به زمین بایر تبدیل شده که هیچ گیاهی داخلش رشد نمی‌کنه... اون کارخونه آخر عکس،کارخانه های زغال سنگه.Bildergebnis für cottbuser ostsee
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:28 ب.ظ
انواع خانواده ها در آلمان


توی آلمان ازدواج دو همجنس قانونیه و دو همجنس که با هم زندگی می‌کنند یه مدل خانواده هستند!!! دو نفر حتما نباید با هم ازدواج کنند و هیچ قانونی اجبار نمی کنه که یه زوج حتما ازدواج کنند!
خبر جدید اینکه دوتا از خواهرای همسر از دوستای پسرشون باردارن!!! این یعنی من دارم زندایی میشم
به قول آلمانی ایش بین تانته مرجان
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:23 ب.ظ
مردم آلمانی خیلی ساده هستند،ساده میشه فهمید ناراحت هستند یا خوشحال،اینو راحت و مستقیما بهتون میگن،اما از نظر من برخورد با کسایی که از کشورای دیگه اومدن اینجا سخته مخصوصا اینکه این موضوع زمانبره که کسی خودش رو با فرهنگ اینجا وفق بده،واسه همین خیلی برداشت های مختلف ممکنه پیش بیاد چون فرهنگ ها و برداشت ها متفاوته،واسه ماها که از کشوری مثل ایران اومدیم که همیشه یه دیوار بین مرد وزن بوده،این موضوع سخت تر هم میشه. چرا که ما یاد گرفتیم با مردا متفاوت از زنها برخورد کنیم اما اینجا این موضوع اصلا مطرح نیست و شما باید با هر دو یه جوری برخورد داشته باشین چرا که توی دانشگاه،کار،ورزش وحتی مهمونی های دور همی،همه با هم صحبت میکنند و عقایدشون رو با هم در میون میذارن،ما به عنوان یه ایرانی واسمون مطمئنا این موضوع سخت تره از کسی که توی کشورای آزادتری زندگی کردند... توی کلاس ما مردای سوری بیشترین جمعیت کلاسمون رو تشکیل میدن،از نظر من برخورد و رفتاریاتشون مثل مردم خودمونه متاسفانه یه شوخی از طرف زن رو ازش سو استفاده میکنند و برخوردشون مودبانه نیست،شما میتونید با یه مرد آلمانی شوخی کنید و خیلی محترمانه یه شوخی بشنوید،اما این موضوع با مردمی که از کشور دیگه اومدند صادق نیست،و اینجا نمیشه مثل ایران برخورد کرد،آدم باید کم کم یاد بگیره یه زن توی جامعه ی آلمان چه حق و حقوقی داره و اجازه نده مردای دیگه حقش رو پایمال کنند. اینجا جامعه،قانون و مردم پشت شمان و مردای کشورای دیگه به مرور یاد میگیرند که برخوردشون با زنها نمی‌تونه مثل کشور خودشون باشه....
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:21 ب.ظ
این یه صبح بهاری آلمانه اینجا ساعت۰۵:۴۵
از بس روشنه ناخودآگاه از نور زیاد آدم بیدار میشه،برعکس زمستون که تاریکی مطلقه!
طلوع خورشید توی بهار و تابستون خیلی زود و غروب خیلی دیره روزا بلندتر و بلندتر هم میشن! حالا حساب کنید این بلندی روزا افتاده توی ماه رمضون! روزه گرفتن واقعا سخته چون کار هم هست و اینجا چون کسی روزه نیست کسی درک نمی‌کنه سختیشو!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1396 08:18 ب.ظ
خیلی از ایران نمیشه اخبار توی روزنامه های آلمان دید، تا خوندم تهران کنجکاو شدم ببینم خبر راجب چیه و متاسفانه... خبر خوبی نبود،راجب دو تا توریست آلمانی نوشته که توی تصادف استان فارس کشته شدند... چقدر رانندگی بد ما حتی می‌تونه بین المللی اثر بد بذاره....
تعداد کل صفحات : 17 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :