من و همسرم در غربت

خاطرات زندگی من در آلمان

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : پنجشنبه 21 تیر 1397 12:03 ق.ظ
تولد دوست همسر دعوتیم،تولد اینجا اغلب همین طوره که می‌بینید. اولا خیلی تاریک! آلمانیا معتقدند اینطور رمانتیک تره! بعد خیلی پر سر و صداست،آهنگ میذارن اما اغلب با صدای کم!و مردم میشینن مینوشند و صحبت میکنند! من تا حالا ندیدم کسی توی تولد برقصه! آلمانیا اهل رقص نیستند!
غذاها هم عجیب غریب! توی فیلم میبینید،خیار و هویج و فلفل دلمه ای! با ماست!+بیسکویت+بادام زمینی+چوب شور+پفک و چیپس
مردم تا نیمه های شب حرف میزنند و میگن و می‌خندن!
Typisches Deutsche Geburtstage!
نویسنده : باران
تاریخ : پنجشنبه 21 تیر 1397 12:03 ق.ظ
به عنوان یه ایرانی وقتی وارد آلمان میشین این اتفاق به وفور میفته که قلبتون بشکنه و از اطرافیان ناراحت بشین... چرا؟چون اینجا خیلی خیلی نه میشنوید،خیلی راحت طرف میگه نه و اونم خیلی مستقیم،سانسوری وجود نداره!
ضمنا خیلی مردم خودمحورن و همش باید ازشون اجازه بگیرید واسه همه چیز،
بدون اجازه نمی‌تونید دست بزنید،حتی به بچه هاشون!
امروز این اتفاق واسم برای بار صدم افتاد... ولی هنوز عادت نکردم و قلبم شکست...
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:39 ب.ظ
تولد دوست همسر دعوتیم،تولد اینجا اغلب همین طوره که می‌بینید. اولا خیلی تاریک! آلمانیا معتقدند اینطور رمانتیک تره! بعد خیلی پر سر و صداست،آهنگ میذارن اما اغلب با صدای کم!و مردم میشینن مینوشند و صحبت میکنند! من تا حالا ندیدم کسی توی تولد برقصه! آلمانیا اهل رقص نیستند!
غذاها هم عجیب غریب! توی فیلم میبینید،خیار و هویج و فلفل دلمه ای با ماست!+بیسکویت+بادام زمینی+چوب شور+پفک و چیپس
مردم تا نیمه های شب حرف میزنند و میگن و می‌خندن!
Typisches Deutsche Geburtstage!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:36 ب.ظ
رودلف اشتاینر، خالق روش آموزش خلاق مدرسه والدورف است. روشی که بر پایه فلسفه آزادی شکل گرفته و می کوشد تا انسان‌هایی آزاد و خلاق پرورش دهد. اشتاینر در سال 1861 در یک منطقه روستایی در اتریش به دنیا آمد. او پژوهش هایی را در زمینهآنتروپوزوفی ANTHROPOSOPHY یا ارتباط روح با دید و تجربه انسان انجام داد و کتابی نیز در تعریف آنتروپوزوفی نوشت.  اشتاینر براساس نظریاتش مدرسه ای را در یک کارخانه سیگارسازی در اشتوتگارت آلمان تأسیس کرد که برمبنای آن تا پیش از هفت سالگی، به کودکان، خواندن یا حساب کردن نمی آموزند و به جای آن نقاشی، نمایش، آواز و موسیقی آموزش داده می شود. پس از اشتاینر این شیوه آموزشی گسترده شد و در اندک زمانی، صدها مدرسه در سراسر جهان به این شیوه، کودکان را آموزش می دهنند. شیوه آموزشی اشتاینر تحولات گسترده ای را در امر آموزش به وجود آورده است...........
سیستم والدورف 
رادولف اشتاینر  گفته : " کودک را با احترام بپذیرید ، با عشق آموزش دهید وآزاده مرخصش کنید." 1-اساس روش آموزشی والدورف بر پایه آنتروپولوگی ( انسان در نقطه مرکزی ) گذاشته شده است. در این روش فرد شخصاً مورد توجه می باشد و از آنجا که انسانها متفاوتند نمی توان  همه  را مشابه آموزش داد به همین دلیل باید امکاناتی فراهم کرد که هر کودک با آزادی  میل به یادگیری داشته باشد.دکتر اشتاینر معتقد بود  که آموزش نباید تحت تاثیر نرمهای اجتماعی قرار گیرد ،بلکه آنرا باید با توجه به نیاز های کودک ونوع پیشرفت او برنامه ریزی کرد.او معتقد به  آموزش "سه جهتی " بود آموزش سه جهتی یک انسان شامل آموزش روح ، جسم وروان او است  وبرای پرورش روح باید قدرت تفکر ، احساس  و اراده دانش آموز را گسترش داد وبرای ایجاد تعادل باید مغز ،قلب ودست او را آموزش داد. 
2- آموزش باید همراه با آزادی وتنوع باشد. 
3-  آموزش باید کنجکاوی کودک را برانگیزد و قدرت ابتکار دانش آموز را رشد وگسترش دهد . 4- آموزش باید همراه با انضباط واحترام باشد . 
5- یادگیری باید با عمل همراه باشد ، با این روش آموزش زنده و فعال می ماند.  6- امروزه دانشی که بدست می آوریم مدت کوتاهی  اعتبار وارزش دارد.
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:33 ب.ظ
خواهش میکنم نظرتون رو راجع به این متن بنویسد.
لحن صحبت کردن و نشون دادن هیجان توی دو فرهنگ آلمانی و ایرانی خیلی متفاوته.
⁩اگر کسی کاری رو اشتباه انجام داد،ما ایرانیا اول هشدار می‌دیم! دوباره هشدار می‌دیم،و خیلی هشدار می‌دیم! اما نه با حالت خشن،با خشونت و صدای بلند صحبت کردن،یعنی شروع دعوا واسه ما! ⁩اگر کسی کاری رو اشتباه انجام داد،اما آلمانیا، بار اول خیلی خشن و بلند هشدار میدند! این کار رو می‌کنند که در اصل اون کار اشتباه دیگه تکرار نشه! در صورتی که خشن و بلند صحبت کردن برای ما ایرانیا یه جور نشونه شروع دعوا هست! و معمولا مرحله آخر هست وقتی که صحبت کردن به نتیجه نمی‌رسه!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:32 ب.ظ
رفتم مهدکودک واسه تقاضای کار،مدیر ما بهترین و خوش اخلاق ترین مدیر دنیاست،تا گفتم می‌خوام عصرا کار کنم خیلی خوشحال شد و گفت که نیروی کار واسه عصر می‌خوان... فورا هم قرار داد نوشتیم.
این رو چندین بار گفتم بازم میگم اینجا خیلی خیلی به نیروی مربی مهدکودک نیاز دارند واقعا خیلی از مهد کودکا رو بستن از بسکه نیرو کمه،اگر کسی این امکان رو داره و مدرک مرتبط با مهدکودک داره،می‌تونه راحت اینجا کار کنه و درآمد پنج برابر ایران بگیره!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:31 ب.ظ
اگه فکر میکنید توی آلمان وقتی گواهینامه گرفتید،کارتون راحت تر میشه و دیگه مجبور نیستید توی سرما دوچرخه سواری کنید،سخت در اشتباهید! حتی اگر گواهینامه گرفتید،هر روز صبح باید توی سرما بلرزید و یخا رو از شیشه های ماشین پاک کنید! دوچرخه روندن از نظر من راحت تره چون نه تنها حس سرما نمیکنید،کم کم بدنتون گرم هم میشه!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:30 ب.ظ
خونه مادر همسر این روزا خیلی شلوغه، هفت نفر اینجا زندگی میکنند، من و همسرجان،مادر و پدر همسر،خواهرش،دوست پسر خواهرش و بچشون+ یه سگ و یه گربه
یه اتاق به ما دادند و خوشبختانه خونه رو از قبل اجاره کردیم اگر نه باید توی این اتاق تا زمانی که خونه پیدا می‌کردیم،سر میکردیم!
یه وضعیه اینجا،یکی میره،یکی میاد،حموما و دستشوییا همیشه پرن یکی غذا میپزه،یکی بچه رو میگیره،یکی سگ رو می‌بره پیاده روی!... خلاصه خیلی جو گرمیه،فکر میکنم این مدل زندگی رو دیگه نمیشه توی آلمان دید! و ما هم داریم روزای آخر رو اینجا میگذرونیم،توی این خونه آبی گرم!
مطمئنا دلم واسه اینجا تنگ میشه و از طرفی از موندن توی یه اتاق و وسایل که هر کدوم یه جا ریختند،خسته شدم! ذهنم و روحم بعد از مسافرت طولانی اندونزی نیاز به استراحت داره!
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:29 ب.ظ

قانون حمایت از نوجوانان آلمان،این اجازه رو به نوجوانان میده:
◀سنین زیر چهارده سال:
اجازه حضور در کافه رستورانها و اماکن رقص عمومی،در اختیار داشتن فیلم یا بازی و بازیهای الکترونیکی رو دارند.
◀سنین زیر شانزده سال:
اجازه حضور در اماکن رقص که برنامه آن از جانب مقامات رسمی اداره ی حمایت از نوجوانان باشند رو دارند.
◀سنین شانزده سال به بالا:
اجازه حضور در کافه رستورانها، اماکن رقص و دیسکوها و سینما ها،مصرف مشروبات الکلی،در اختیار داشتن فیلم یا بازی و بازیهای الکترونیکی رو دارند.Image result for jugendschutzgesetz in 10 sprache
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 12 تیر 1397 02:27 ب.ظ
Topperware
امروز راجع به این موضوع با مادر همسر حرف می‌زدیم واسم جالب بود.
«توپا واره»در اصل یه جور محصولات نتورک مارکتینگ هست،مثل محصولات نیوشا داخل ایران به فروش می‌ره. تنها تفاوتش اینه که توپا یه برند بین المللیه.
این «توپاواقه»،یه سری محصولات پلاسکو هست که فروشش به این صورته که شما یه دعوتنامه دریافت می‌کنی و داخل یه خونه یه پارتی میگیرن و میان این محصولات رو به فروش می‌رسونن.
این محصولات قیمت‌های بالایی دارند و در عوض اگر خراب شدند،سی سال گارانتی دارند! جنس خراب رو میدی،نو میگیری!
اون کسی هم که این پارتی رو میگیره،یکی از محصولات «توپا» رو به صورت رایگان دریافت می‌کنه!
تعداد کل صفحات : 2 1 2
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :