تبلیغات
من و همسرم در غربت - مطالب تیر 1396

من و همسرم در غربت

Ich will nur Dich...

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 10:14 ب.ظ
  • راجع به ادونس که توضیح دادم. چهار هفته قبل از کریسمس(واژه کریسمس به آلمانی واینتختن هست) هر یکشنبه روزای ادونست هست. و این شمعها هم مادر همسر برای ادونس درست کرده. مردم اینجا واسه کریسمس روزا رو میشمرن و اغلب برای بچه ها و هرکسی که علاقه داره به مدت بیست و پنج روز شکلات آویزون میکنند که به مدلهای مختلف میشه خرید و بعد هر روز یه شکلات رو میخورند تا پایان روز بیست و پنجم... که توی عکس پایینی میبینید.
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:53 ب.ظ
دوستان راجع به خشونت زبان آلمانی پرسیدن این موضوع خیلی جالبیه و باید بگم این درسته زبان آلمانیا و زبان بدنشون حداقل واسه من خیلی خشنه و اینقدر جدی برخورد میکنند که من خیلی وقتا از خانواده همسر یا همسر میترسم و فکر میکنم عصبانی اند در صورتی که این واسه خودشون خیلی عادیه و اصلا عصبانی نیستند! ولی اینجور به نظر میرسه! خیلی وقتا باید فقط با هم صحبت کنیم و منظور همو بپرسیم چون دریافت رفتارهای یه آلمانی با یه ایرانی خیلی متفاوته و خیلی وقتا میشینیم و ساعتها راجب رفتاری که داشتیم و منظورمون از اون رفتار صحبت میکنیم. تازه من و همسر که حدود دو سال انگلیسی حرف زدیم و انگلیسی زبان اصلی هیچ کدوممون نیست واسه همین واقعا خیلی وقتا خیلی چیزا رو نمیتونستیم درست به هم منتقل کنیم... مثلا دیدین خیلی وقتا میخواین به یکی بگین «باشه بابا!!!» یا مثلا« خب که چی؟»یه همچین اصطلاحاتی رو من و همسر هیچ وقت نتونستیم به هم منتقل کنیم...و این خیلی سخته خیلی حرفا توی دلتون میمونه و به نزدیکترین فرد زندگیتون نمیتونید بگید...و این توی ازدواج های دو فرهنگ متفاوت سخته و هر دو طرف خیلی خیلی باید قوی باشن...
یه مثال از خودم و همسر بزنم. خیلی وقتا من از همسر میپرسم نظرت راجب فلان چیز چیه و همسر میگه: اوکیه!و من همیشه بهش میگم اوکیه یعنی خیلی خوب نیست،من دوست دارم بشنوم این پرفکته(چون ما انگلیسی صحبت میکنیم) 
متوجهین چی میگم دوستان؟...
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:52 ب.ظ
یه فرهنگ خوب کاری که اینجا توی همه ی موسسات میشه دید اینه که کار تمیز کردن اداره یا مدرسه و مهد کودک با خود کارکنا هست یعنی یه معلم فقط تدریس نمیکنه هرکسی حدود هشت ساعت زمان کاری داره و مثلا کار یه معلم فقط تدریس نیست بلکه یه معلم بعد از اینکه مدرسه تموم شد باید کلاسش رو نظم و ترتیب بده نه اینکه کامل تمیز کنه ولی هرکسی کلاس و اتاق کارشو تا حدی تمیز میکنه و کسی نمیگه این کار من نیست و همین تفاوت یه کشور پیشرفته کشور جهان سومه که کسی حاضر به کاری جز سمت خودش نیست... مثلا مدیر مهد کودک ما گاهی میاد سر کلاس و از بچه ها مراقبت میکنه چون کارش تموم شده اما ساعت کاریش پر نشده و یه جور باید این ساعت کاری رو پر کنه...
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:51 ب.ظ
  • اینم یه سری اطلاعات راجب تولد حضرت عیسی در انجیل.
    تولد حضرت عیسی(ع) در انجیل

    انجیل متی تولد عیسی مسیح (ع) را در زمان هیررودیس چنین روایت كرده است: 'مریم(س) مادر عیسی كه در عقد یوسف بود، قبل از ازدواج با او به وسیله روح‌القدس آبستن شد. یوسف كه سخت پای‌بند اصول اخلاقی بود، بر آن شد كه نامزدی خود را به هم بزند، اما در نظر داشت این كار را در خفا انجام دهد تا مبادا مریم بی‌آبرو شود.
    او غرق در این گونه افكار بود كه به خواب رفت. در خواب فرشته‌ای را دید كه به او گفت: یوسف، پسر داوود از ازدواج با مریم نگران نباش. كودكی كه در رحم اوست از روح‌القدس است. او پسری خواهد زایید و تو نام او را عیسی یعنی نجات‌دهنده خواهی نهاد و او قوم خود را از گناهان‌شان خواهد رهانید و این همان پیغامی است كه خداوند قرن‌ها قبل به زبان نبی خود اشعیا فرموده بود كه بنگرید! دختری باكره آبستن خواهد شد و پسری به دنیا خواهد آورد و او را عمانوئیل خواهید نامید (عمانوئیل به زبان عبری یعنی خدا با ماست) چون یوسف بیدار شد، طبق دستور فرشته عمل كرد و مریم را به خانه‌اش آورد تا وقتی كه او پسرش را به دنیا آورد و یوسف او را عیسی نام نهاد.'
    - تولد عیسی بن مریم(ع) در قرآن
    خداوند در قرآن كریم نیز در سوره آل‌عمران و سوره مریم به داستان تولد حضرت عیسی (ع) اشاره كرده است كه در آن میان می‌توان به آیات 16 تا 35 سوره مریم در قرآن كریم اشاره كرد: در همان لحظه‌‏ای كه جبرئیل(ع) در مریم دمید، زنی باردار شد و تردیدی نیست كه او در این اندیشه بود كه مردم درباره او چه خواهند گفت؛ زیرا وی دوشیزه‌ ای بود كه اكنون باردار شده بود و بدون شوهر از او فرزندی متولد شده است...
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:46 ب.ظ
سه تا گل دارم،بهتره بگم داشتم! اینا رو گذاشتم بیرون چند روز پیش که برف میومد اینقدر مشغول بودم که یادم رفت بیارمشون تو. گفتم اینا میمیرن امروز با کمال تعجب دیدم که یکیشون سالم سالمه ولی اون یکی کامل خشک شده و یکی دیگه مطمین نیستم شاید اونم بخشکه.... گلامو که دیدم از خودم پرسیدم من مثل کدوم اونا میتونم باشم و چقدر میتونم قوی باشم؟!... اینو نمیدونم و کسی نمیتونه از خودش مطمین باشه گذشت زمان به این سوال جواب میده.....
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:44 ب.ظ
ازدواج زن و مرد از دو فرهنگ متفاوت، سوای پیچیدگی های آن در نظر قانون و اجتماع، برای خود زوج ها هم همراه با مسائل (مثبت و منفی) خاصی است که در ازدواج های دیگر دیده نمی شود. روند ادامه دار مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور باعث شده است که شمار ازدواج مردان و زنان ایرانی با شهروندان خارجی افزایش چشمگیری داشته باشد.

ناهید کشاورز، مشاور امور مهاجران در آلمان، نگاهی دارد به این گونه ازدواج ها. او به ویژه ازدواج میان ایرانی ها و آلمانی ها را که در مقایسه با بسیاری از نقاط دیگر از اروپا سابقه ای طولانی تر دارد، مورد توجه قرار می دهد:

در گوشه و کنار خانه مرد ایرانی که با همسر آلمانی اش زندگی میکند، وسائل ایرانی به چشم می خورد. رومیزی های ترمه و قاب عکس های خاتم و در آشپزخانه کتاب آشپزی ایرانی به زبان آلمانی. اما زن با سیب زمینی و کلم قرمز و سوسیس غذای سنتی آلمانی می پزد.

در اتاق نشیمن، شجریان می خواند و در آشپزخانه رادیو، آهنگی آلمانی پخش می کند. زن هم با آن زمزمه می کند. مرد با دختر 7ساله اش فارسی حرف می زند و او به آلمانی جوابش را می دهد.

مرد از اینکه دلش می خواهد خانوادگی به ایران سفر کنند، می گوید و این که همسرش حاضر نیست روسری سر کند.

در هنگام شام، زبان مشترک، آلمانی است و دلخوری مرد از این که باز هم مجبور است غذای آلمانی بخورد…

ازدواج ایرانی ها و آلمانی ها

با طولانی شدن عمر مهاجرت ایرانیان، ازدواج آنها با اروپائیان به خصوص برای نسل دوم ایرانیان، موضوع غریبی نیست. اما ازدواج ایرانیان با آلمانی ها سابقه طولانی دارد و به سالهای قبل از انقلاب بر می گردد.

درسال 1960 حدود 3700 ایرانی در آلمان زندگی می کردند. این گروه بیشتر دانشجو بودند. در میان این گروه تعداد زیادی با زنان آلمانی ازدواج کردند. در آن دوران تعداد زنان ایرانی در آلمان بسیار کمتر از مردان بود.

در میان موج دوم مهاجرین ایرانی (بعد از انقلاب)، این گونه ازدواج ها به نسبت گروه قبلی کمتر شد: تعداد زیادی از مهاجرین تازه با همسران خود به آلمان آمدند و یا مهاجرت زنان تنها امکان ازدواج بین ایرانیان را فراهم کرد.
ورته ملسا”، مشاور امور خانواده برای آلمانی هایی که با خارجیان ازدواج کرده اند، در مورد ازدواج آنها با ایرانیها می گوید: “تفاوتی که بین ازدواج آلمانی ها و ایرانی ها در مقایسه با دیگر ملیت ها وجود دارد، این است که در موارد زیادی اختلاف فرهنگی به نسبت کمتر است. به علاوه آشنائی آنها اغلب در آلمان اتفاق می افتد. اما ازدواج آلمانی ها با ملیتها دیگر معمولا در هنگام سفر آنها به کشورهای دیگر رخ می دهد. در این موارد هم بیشتر این زنان آلمانی هستند که عاشق همسران خارجی خود می شوند. این وضعیت معمولا امکانی می شود برای مهاجرت مردان خارجی به آلمان.” خانم ملسا یکی از مهم ترین نگرانی های زنان آلمانی با شوهران ایرانی را سرنوشت بچه های آنها می داند: “زنان آلمانی در موقع اختلاف و جدائی از همسران ایرانی خود زمانی به وحشت می افتند که بچه دارند. آنها می ترسند که مرد ایرانی فرزندانشان را با خود به ایران ببرد و آنها دیگر نتوانند بچه هایشان را ببینند.” میزان رضایت ایرانیان از ازدواج با آلمانی ها بستگی به این دارد که کدام طرف آلمانی است، مرد یا زن.

شمار زیادی از مردان ایرانی که همسر آلمانی دارند و حداقل 10سال از زندگی مشترکشان می گذرد در پاسخ به این سوال که ازدواج خود را چگونه می بینند، عمدتا از کمبود گرمی و شور در زندگیشان شاکی بوده اند؛ آنچه که به نظر آنها در زندگی خانواده های ایرانی وجود دارد. اما، بسیاری از آنها زندگیشان را آرام و برنامه ریزی شده توصیف کرده اند.

در مقابل، همسران آلمانی آنها از زندگی با همسرانشان راضی بوده اند. در عین حال معتقد بوده اند که تفاوت های فرهنگی گاه مشکل ساز است.

بسیاری از زنان ایرانی که همسر آلمانی دارند از زندگیشان راضی تر هستند. “مینا محمدزاده”، سه سال است که با مردی آلمانی ازدواج کرده است. او می گوید که مرد آلمانی معمولا بیشتر قدر زن ایرانی را می داند و به او احترام بیشتری می گذارد. “شیرین”، از زندگی خود با همسر آلمانی اش راضی است، اما منکر تاثیر اختلاف فرهنگی در زندگی مشترک خود نیست: “من نمی توانم همه زندگیم را با او تقسیم کنم بخصوص آنچه به ایران و علایق من مربوط می شود.” ازدواج ایرانی ها در دیگر نقاط اروپا

ازدواج ایرانیان در کشورهای دیگر اروپائی با توجه به میزان تطابق آنها در جامعه و شرایط کشور میزبان در پذیرش و برخورد با خارجیان متفاوت است .
بیژن برهمندی”، روزنامه نگار ساکن پاریس، در مطالعه ای، از جوانان ایرانی نسل دوم در فرانسه نظرشان را در مورد دوست یابی و ازدواج با فرانسویان پرسیده است. او می گوید: “در تحقیق از 40 جوان ایرانی، پسران با اینکه اغلب در فرانسه بدنیا آمده و یا در این کشور بزرگ شده اند، دوست دختر و یا همسر ایرانی را ترجیح می دادند بی آنکه بتوانند دلیلی برای این خواسته خود عنوان کنند. اما دختران که اغلب دوست پسر فرانسوی داشتند از رابطه شان راضی بودند. درمیان نسل اول ایرانیان، ازدواج با فرانسویان کمتر دیده می شود.” در مورد ایرانیان و بلژیکی ها، “احمد امینیان”، مسئول انجمن بین فرهنگی “عمر خیام” که به عنوان میانجی برای حل مشکلات میان خانواده های ایرانی – بلژیکی نیز فعالیت می کند، می گوید: “دشوار است دلیل قطعی برای اختلافات خانوادگی در میان ایرانیانی که با بلژیکی ها ازدواج کرده اند، ارائه داد. انتظارات آنها از زندگی مشترک با هم متفاوت است. فردگرائی در میان بلژیکی ها بیشتر دیده می شود. در مواردی هم که آنها به خواسته ها ی همسران ایرانی خود برای رفت و آمد بیشتر و یا ارتباط با خانواده او تن می دهند، محدود است و تنها زمان کوتاهی را در بر می گیرد. در نهایت خواسته های همسر بلژیکی است که از سوی همگی رعایت می شود.” … و اما، لالائی شب

شام که تمام می شود مرد از میان کتاب قصه هائی که خانواده اش از ایران فرستاده اند، قصه ای را برای فرزندش می خواند و بعد از آن قصه ای آلمانی. کودک ایرانی-آلمانی به خواب می رود بی آنکه معلوم باشد او در رویاهایش کدام قصه را خواهد دید.
Pezeshk.us
موضوع: مقاله،

نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:42 ب.ظ
اینم یه اصطلاح ساده و خیلی جالب:
Das ist Banane
یعنی: مهم نیست!
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:41 ب.ظ
پرچم آلمان دقت کنید که پرچم وسط قرار گرفته هر موقع این مورد رو دیدید بدونید روز غمه و توی این روزهای غم همه جا پرچمها رو وسط میذارن 
امروز روز یاد کردن از درگذشتگان هست و توی کلیساها اسامی کسانی که سال قبل فوت شدند رو میخونن و بعد میرن سر مزار کسانی که فوت شدند...
یکشنبه های آخر سال ، هر یکشنبه روز غم هست.
ضمنا آهنگ هم پخش نمیشه البته مثل کشور خودمون که این مورد گاهی رعایت نمیشه اینجا هم بعضی از فروشگاه ها آهنگ میذارن!
جالبه که این روز با اربعین ما یکی شده.
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:38 ب.ظ
اینجا وقتی دورین از وطنتون هر چیزی که شما رو یاد کشورتون بندازه خوشحالتون میکنه.
چیزی که اینجا واقعا خوشحالم میکنه اینه که ببینم به خاطر چیزی که توی ایران تشویق میشدم اینجا هم تشویق بشم.
مثلا توی ایران به عنوان یه دختر اگر سر به زیر باشین و هنرمند مورد تشویق قرار میگیرید ولی اینجا اصلا مردم معنی سر به زیری ما دخترای ایرانی رو نمیفهمن! من نمیتونم با مردا خیلی صمیمی باشم اما اینجا همکارا توی کار فرق نمیکنه مرد باشه یا زن همه با هم راحتن!
اگر ببینم خانواده همسر یا همسر یه رفتاری داشتن که خیلی شبیه ایرانیا بود خیلی حس خوبی بهم دست میده و البته کم پیش میاد که توی آلمانیا صفتای شبیه ایرانی ببینین!
اهل تفریحای مث ما ایرانیا نیستن،اهل غیبت نیستن!خیلی شوخ نیستن! زیادی جدی اند! و و و...
به همون اندازه که زنها استقلال عمل دارند،همه کارهاشون رو خودشون باید انجام بدن و این واسه ما ایرانیا سنگینه! هیچ چیزی اینجا نیست که مردونه یا زنونه باشه! هر دو کاملا مساوی اند! و خب مسلما سختی ها هم مساویه!
مثلا من اگر دیدم بی برنامه یه تصمیم میگیرن خوشحال میشم چون این منو یاد ایران میندازه اگرچه خوب نیست ولی من به عنوان یه ایرانی اینجور راحتم که واسه همه چیز برنامه نریزم! کلا اینجا پر از تجربه های جدیده که توی ایران اصلا نمیشه دید...
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 12:36 ب.ظ
چه پسر عموی همسر هم به دنیا اومد و ما روز اول رفتیم دیدیمش،مادرش اصلا انگار نه انگار که زایمان کرده راه میرفت به گربه هاشون غذا میداد! اسمشو جالبه اسم ایرانی گذاشتن. آیدا
اینجا برای بچه اغلب دو تا اسم میذارن. اسم دوم این بچه ماکسی میلیانه هست که این عموشه. اینجا اغلب اسم مادر بزرگ پدر بزرگ رو روی بچه به عنوان اسم دوم میذارن و البته این اسم توی کارت ملی نوشته میشه ولی به این اسم صداشون نمیزنن.
یه سری اطلاعات راجب بچه دار شدن در اینجا: اولا این تفکر اشتباهه که میگن پرستار به مادر میدن اصلا اینطور نیست وظیفه نگهداری بچه با پدر مادره و این رسم نیست که بچه رو بذارن پیش مادربزرگ خیلی کم این مورد اتفاق میفته. اما دولت شرایط خوبی داره برای بچه داری. یه ماه قبل از زایمان کار کردن برای مادر ممنوعه و مادر باید توی خونه استراحت کنه و دو ماه بعد کار کردن ممنوعه و به مدت سه سال پدر مادر میتونند کار نکنند و بعد از سه سال رییس کارشون باید استخدامشون کنه این یه تضمینه برای برگشت به کار که مردم نگران این مورد نباشن. البته حقوق به مادر داده میشه ولی مقدارش کمتر از حقوق اصلی هست.
تعداد کل صفحات : 2 1 2
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :