تبلیغات
من و همسرم در غربت - جشن یوگندوایهه

من و همسرم در غربت

خاطرات زندگی من در آلمان

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : سه شنبه 22 آبان 1397 12:45 ب.ظ

امروز جشن یوگندوایهه پسر عموی همسر بودیم،این جشن شبیه جشن بلوغ خودمون هست،البته غیر مذهبی،توی سن چهارده سالگی بچه ها اینجا به بزرگسالی وارد میشن و این رو جشن میگیرند. دوستان و اقوام خودشون رو دعوت می‌کنند و یه جشن گروهی برگزار میکنند،در صورتیکه این جشن مذهبی باشه،توی کلیسا گرفته میشه اما جشن امروز ما توی یه تالار خیلی بزرگ برگزار شد.یه گروه موسیقی اونجا بودن که با هم نواختن و خوندن و بعد این نوجوونا اومدن،بهشون یه شاخه گل ویه کتاب دادن دوباره موسیقی نواختن و بعد مراسم تموم شد،اومدیم خونه به صرف نهار.

جمعه 25 آبان 1397 12:12 ق.ظ
دوست عزیز ببخشید زیر پستاتون اظهار نظر می کنم...چقدر خوبه که اونجا ۱۴ سالگی برای بلوغ انتخاب شده نه سن ۹ سالگی! برای دخترا بدون در نظر گرفتن پیش زمینه فرهنگی،معنوی،روحی،مذهبی کودک...اینجا به صورت اجباری جشن تکلیف در نظر گرفته می شه و چه عقاید و افکار اشتباهی به بچه ها تزریق می شه!!به نظر من بلوغ یعنی رشد کردن،یعنی درک و معرفت یافتن به اینکه زندگی هم غم و هم شادیست،زندگی با چالش های بیشماری همراه است که باید یاد بگیریم از کنار این چالش ها با ایمان به نیرو و قدرت خدا یا هستی یا هر اسمی که می توانیم بگذاریم گذر کنیم و تجربه کسب کنیم.بلوغ یعنی درک اینکه به صورت صد در صد مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیریم،گذشته را فراموش کنیم،به آینده امیدوار باشیم،کینه ها را دور بریزیم،نسبت به افرادی که فکر می کنیم به ما آزار روحی یا مادی رسانده اند گذشت کنیم،به نیروی درونی و باطنی خود متکی باشیم و چراغی بر افروزیم در این تاریکی و عمیقا درک کنیم که از جنس نور هستیم و به سوی او بر می گردیم...تمام این مطالب را گفتم که ذهن خواننده رو به این موضوع سوق بدم که سن تکلیف یا بلوغی که در کشور ما برای بچه ها در نظر گرفته می شه کدامیک از این موارد را به صورت منفرد یا یکجا در بر می گیره و کدام مورد به اون اشاره می شه!؟آیا جز این است که فقط سنی تعیین می شه و اموری بالجبار و از روی ترس به کودک دیکته می شه...و هیچ موردی در مورد خودشناسی به کودک آموزش داده نمی شه...
باران :
آفرین دقیقا خیلی جامع و کامل گفتید کاملا متوجه ام چی میگید چه میشه کرد که تغییر این شرایط به این راحتی ممکن نیست...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :