تبلیغات
من و همسرم در غربت - شروع تغییر از خودمون...

من و همسرم در غربت

خاطرات زندگی من در آلمان

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : شنبه 25 شهریور 1396 01:08 ق.ظ
بچه ها رو آوردیم پارک. همه مایو پوشیدن چون اینجا بازی با آب هم داره.هر کدوم یه جا دارند بازی میکنند واقعا ترسناکه با این اتفاقاتی که واسه بچه ها میفته آوردن بچه ها به پارک بزرگی مثل اینجا! خود آلمانیا میگن بچه ها باید یاد بگیرند واسه همین کاملا بهشون آموزش میدند که نباید به آدمای غریبه اعتماد کنند و اگر کسی خواست بدون اجازه به بدنشون دست بزنه باید با صدای بلند فریاد بزنند که مردم اطراف متوجه بشن. اگر این آموزشها جدی گرفته می‌شد ما شاهد این سو استفاده های جنسی بچه ها توی ایران نبودیم...کاش زودتر این آموزش ها رو خودمون و توی خانواده و از بچه خودمون شروع کنیم...
دوشنبه 29 آبان 1396 11:27 ق.ظ
درسته یکی از نگرانی های من برای برادر کوچکترم توی شرایط کنونی همینه! هیچ آموزشی داده نمیشه. ما خودمون باید به تنهایی عمل کنیم و مراقب نوع رفتار اطارافیانش هم باشیم.
باران :
دقیقا...
دوشنبه 15 آبان 1396 02:18 ق.ظ
من و همسرم در حال برنامه ریزی برای زندگی و بچه دار شدن در آلمان هستیم. من حدود یک سال آلمان زندگی کردم و با حال و هوای زندگی و غربت تا حدودی آشنا هستم. نمی دونم تجربه ای دارین از بچه هایی که پدر و مادرشون خارجی هستن ولی خودشون در آلمان به دنیا میان. از نظر روحی و تربیتی چطور هستن؟
خیلی خوبه که در مهدکودک های اونجا از نظر جنسی بچه ها رو آموزش میدن. در ایران متاسفانه این نوع آموزش جا نیفتاده و هر روز اتفاقات جدیدی پیش میاد. متاسفاته خیلی از سواستفاده های جنسی از بچه ها هم داخل خانواده ها پیش میاد. مخصوصا تو مهمونی ها که اغلب شلوغ هست و همه حواسشون به مهمونی هست بچه ها در معرض این مسایل قرار می گیرن.
باران :
من کسی رو نمیشناسم اما یکی از دوستای همسرم هر دو پدر و مادر خارجی هستند و آلمان زندگی میکنند همسرم نظرش اینه که بچه ها باید جایی رو داشته باشند که بهش حس وطن پیدا کنند و این مهمه واقعا اگر این احساس نباشه حس بدی تا ابد با بچه ها میمونه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :