تبلیغات
من و همسرم در غربت - زندگی...

من و همسرم در غربت

Ich will nur Dich...

درباره من
می روم راه دور...خیلی دور..آسمان وطن خدا حافظ
شهر سرد قدیمی ام بدرود،ایران زیبای من خدا حافظ

می روم راه دور خیلی دور،دورم از چشمهای روشن تو
منتظر می شوم تو هم برسی،تا دلم بشکفد به دیدن تو

کوله بارم چه قدر سنگین است"از وطن نان و نور آوردم
عطردلچسب چادر مادر،عشق را با غرور آوردم

شانه های برادرم اینجاست،موی خوشبوی مادرم اینجاست
گرمی مهربان دست پدر،کیف قرآن و دفترم اینجاست

می روم راه دور خیلی دور،تو همیشه کنار من هستی
دوستت دارم و دلم با توست،دور و نزدیک،یار من هستی
نویسنده : باران
تاریخ : دوشنبه 12 مهر 1395 12:43 ق.ظ

با این همه نشانه ها هنوز ما متوجه نشدیم که زندگی یعنی دل کندن.
وقتی که خیلی کوچک بودیم باید از شیر مادر دل میکندیم،اولین و بزرگترین دل کندن..بزرگ تر شدیم و باید از خانه دل میکندیم و پا به مدرسه می گذاشتیم... بعدها از مدرسه دل کندیم و وارد دانشگاه شدیم.... یک روز غمگین باید از خانه ی پدری دل میکندیم و همدم کسی دیگر میشدیم... سال ها و سالها این اتفاق میفته و هنوز نفهمیدیم که قصه ی زندگی،قصه ی دل کندنه...

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
جستجو در وبلاگ
نظرسنجی
دوست دارین بیشتر راجع به چی بنویسم؟




ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :